السيد حامد النقوي

602

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

واضح گرديد كه خلفاى ثلاثه در اين امر امام نبودند ، پس عموم امامت ثلاثه بر هم خورد ، و هر گاه عموم امامتشان باطل شد ، جور ايشان و بطلان خلافت و امامتشان محقق گرديد ، زيرا كه خليفه و امام بر حق كسى است كه در جميع امور دنيا و دين امام باشد . و هر گاه ثابت شد كه كسى در بعض امور امام نيست ، او امام مصطلح نخواهد بود ، زيرا كه امام مصطلح رئيس عام است در جميع امور دين و دنيا . و از اين بيان يقينا و حتما كالشمس في رابعة النهار واضح و روشن گرديد كه تأويل امامت ثابته از احاديث غدير ، و تأويل لفظ امام در اشعار جناب امير المؤمنين عليه السّلام ، و حسان ، و قيس اصلا نفعى بمجادلين و مسولين نمىرساند ، و گلوى ايشان را از ضيق اشكال نمىرهاند ، چه ثبوت امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام در هر امرى كه باشد ، مثبت خلافت امامت عامه و مبطل خلافت ثلاثه است و للّه الحمد على ذلك حمدا جميلا . دهم : آنكه هر گاه بتصريح اشعار جناب امير المؤمنين عليه السّلام ، و اشعار قيس بن سعد بن عباده ثابت شد كه آن حضرت امام بود ، عصمت آن حضرت از جميع ذنوب ثابت شد ، و هر گاه عصمت آن حضرت ثابت شد ، خلافت ديگران باطل خواهد گرديد ، كه با وصف وجود معصوم امامت غير معصوم ، و تقدم او بر معصوم از اقبح قبائح است ، و هيچ عاقلى و متدينى آن را گاهى تجويز نخواهد كرد . اما دلالت لفظ « امام » بر عصمت از جميع ذنوب : پس بعنايت ربانى ثابت است باعتراف فخر رازى ، چنانچه در « تفسير كبير » گفته : [ قوله تعالى : إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً [ 1 ] يدل على انه عليه الصلاة

--> [ 1 ] البقرة : 124 .